شلخته نوشت

نویسنده شلخته یا نوشته های شلخته، مسئله این است!

(fatigue) خستگی

هر گاه جسمی تحت تاثیر تنش1 (نیرو) به صورت تکرار شونده و نوسانی قرار گیرد، بدین معنی که مقدار تنش (نیرو)، از یک مقدار مینیمم تا مقدار ماکزیمم آن (معمولا از صفر تا مقدار ماکزیمم) به طور پیوسته تغییر کند، در این صورت مقدار حداکثر تنشی که آن جسم می تواند قبل از شکسته شدن تحمل کند، بسیار کمتر از حداکثر تنشی است که می توانسته در حالت استاتیکی2 تحمل نماید. یعنی حد استحکام ماده در حالت تنش تکرار شونده بسیار کمتر از حد استکام نهایی3 ماده خواهد بود. این پدیده را، خستگی (fatigue) گویند.*

1- تنش به صورت مقدار نیرویی که بر سطح مشخصی از ماده وارد می شود تعریف می گردد، فشار.

2- منظور از حالت استاتیکی، وضعیتی است که آن نیرو فقط یک بار بر ماده اعمال شود و پس از آن حذف گردد.

3- حد استحکام نهایی مقدار ماکزیمم تنشی است که یک ماده در حالت استاتیکی تحمل می کند.

*- طراحی اجزاء-  جوزف ادوارد شیگلی-  ترجمه بیژن دیبایی نیا- 1383- مرکز نشر دانشگاهی تهران (با اندکی تصرف)

--------------------------

شاید هر کسی که اینها رو بخونه اولش تعجب کنه و با خودش بگه اینها چه ربطی داره به اینجا؟ و مخصوصا اگه که با این مبحث آشنا باشه که دیگه حتما به عقل نویسنده شک میکنه. نه. هدف من آوردن یه مبحث کاملا خشک از یک درس خاص نبود. بلکه هدف من ربط دادن دو موضوع کاملا بی ربط به همدیگه است.

بله. ربط دادن طراحی اجزا به زندگی است. حالا یه کم بیشتر روی جملات فوق فکر کنید. شاید بشه که یه کم ربطش رو به هم پیدا کرد.**

همه ماها توی زندگیمون خواه یا ناخواه با مشکلاتی (تنش) مواجه میشیم که مجبور هستیم برای ادامه حیات با اونها مقابله کنیم و پشت سر بذاریم. اکثر این تنش ها در یک دوره خاص از زندگی ما اتفاق می افتند و اگه بتونیم اونها رو رد کنیم، دیگه هیچ وقت با اونها مواجه نمیشیم.( تنش استاتیکی). مقدار حداکثر مشکلی که ماها در شرایط مشابه می تونیم تحمل کنیم (حد استحکام نهایی)، فقط و فقط به خودمون بستگی داره. و هر چه که material ی که برای ساختن روح و جسممون استفاده کردیم، قوی تر باشه مطمئنا بیشتر می تونیم در برابر مشکلات مقاومت کنیم.

و اما یه مبحث جدید تری که مطرح میشه اینه که اگه این مشکلات تکرار شونده و نوسانی باشند، اون موقع چی؟ اون موقع هم تا همون حد استحکام نهایی می تونیم تحمل کنیم یا اینکه خیلی زودتر از اون، زیر بار مشکلات کمر خم می کنیم؟

مسلما پدیده خستگی توی زندگی آدم ها هم اتفاق می افته و فقط مختص به شفت و اجزاء مکانیکی یک ماشین نیست.

وقتی که مشکلاتی خاص دیگه جزئی از زندگی ما میشند، انگار که ما به دنیا اومدیم که که این مصیبت ها رو ببینیم، دیگه به این راحتی ها نمی تونیم اونها رو رد کنیم و مسلما زود تر از حد انتظار میشکنیم و چه بسا که له بشیم.

توی همون کتاب اومده که یکی از عواملی که بر روی حد استحکام خستگی تاثیر میذاره، کیفیت سطح یک ماده است. که هر چه سطح صیقلی تری داشته باشه مقاومتش در برابر خستگی بیشتر است. این کاملا در مورد ماها هم صدق میکنه. فقط با این تفاوت که ماها هر چه که سطح روحمون صیقلی تر باشه، بهتر می تونیم مشکلات رو تحمل کنیم و چه بسا بتونیم جور سختی های اطرافیانمون هم به دوش بکشیم.

**: این موضوع رو وقتی متوجه شدم که ضجه های یه دختر رو سر قبر پدر بزرگش می دیدم در حالی که توی چند تا قبر اون طرف تر هنوز کفن مادرش خشک نشده بود.

  
نویسنده : علیرضا ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٦