شلخته نوشت

نویسنده شلخته یا نوشته های شلخته، مسئله این است!

نوشته های پراکنده

سلام. یه مدت هست که اصلا هیچ موضوعی برای اینجا ندارم. و واقعا در مورد اینجا دارم به پوچی می رسم. برای همین تصمیم گرفتم که یه کم وقایع اتفاقیه بنویسم. یعنی اینکه هر چیزی که برام اتفاق میفته و قابلیت پخش و نشر در اذهان عمومی رو داره اینجا می نویسم.

همین الان انتخاب رشته رو فرستادم. جونم بالا اومد تا تونستم تصمیم بگیرم. یک هفته بود که به هر بنی بشری که میشناختم زنگ می زدم و ازش اطلاعات جمع می کردم. ولی به هر حال تونستم که یه تصمصم کلی رو بگیرم. ایشالا که تصمیمات درستی گرفته باشم و خدا هم کمک کنه و یه جا خوب قبول بشم.

ولی این کنکور هم معضلی شده ها. مخصوصا برای هم سن و سال های من. که توی دوره ای هستند که اوج جمعیت هست. (یه بنده خدایی اون موقع ها گفته بوده اگه بچه دار بشین و سرباز اسلام بسازید ما هم بهتون کوپن قند و شکر و روغن و برنج میدیم. همین بود که اینجور شد). با یکی بحث می کردیم و بهش گفتم احتمالا ماها موقع مردن هم با مشکل قبر مواجه هستیم.

چند روزی هست که یه طرحی توی مجلس داره بررسی میشه که کنکور رو حذف کنند. ولی به نظر من عملی نیست. واقعا نمیشه که یک میلیون و پونصد هزار نفر آدم رو فقط با توجه به معدل و سوابق با هم مقایسه کرد . چون که به هیچ عنوان نمیشه ادعا کرد که شرایط برابر بوده. اون هم توی کشور ما! که قربونش برم اصلا پارتی بازی هیچ معنایی نداره. تا پارسال که طرح آ.ت.ت توی ارشد اجرا میشد جز پارتی بازی و آشنا گرایی هیچی نداشت. از یه طرف دیگه هم من به شخصه اگه کنکور حذف بشه بهم بر میخوره. این همه جون کندیم تا این همه کنکور رو رد کردیم و حالا اگه حذف بشه و طرف خیلی ریلکس بره بشینه سر کلاس دانشگاه من یکی بهم فشار میاد.

برای یه شروع دوباره بد نبود. خوش باشین

  
نویسنده : علیرضا ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦