شلخته نوشت

نویسنده شلخته یا نوشته های شلخته، مسئله این است!

 

سلام

اول از همه بايد يه خبر خيلی عالی رو بگم و اون اينکه به غير از خودم يه نفر ديگه هم اينجا مياد و نوشته های من رو می خونه. و همين باعث شد که يه انگيزه بشه و من بعد از يه ماه بيام و دوباره بنويسم (البته بگم که علاوه بر تنبلی ، سوختن مانيتورم هم باعث شد که نتونم اينجا بيام). به هر حال خيلی خيلی از گون (gavan) متشکرم که به اينجا سر زده و برام commet گذاشته. گون جان اگه آدرس وبلاگت رو برام بذاری خيلی خوشحال ميشم. البته اگه که تا حالا از سر زدن به اينجا پشيمون نشده باشی.

من نتونسته بودم بهتون عيد رو تبريک بگم ( منظورم از بهتون ، به خودم و گون هست  ) برا همين الان با يه ماه تاخير اين کار رو می کنم. ايشالا که توی سال ۸۵ هممون هم خبرها خوب بشنويم و هم اينکه خبرهای خوب به همديگه بديم.

معمولا جمله هايی که پشت کاميون ها مينويسن خيلی خنده داره  و کلا به جمله های بی محتوا ميگن جمله پشت کاميونی. ولی من ديروز يکيش رو خوندم که به نظرم خيلی بی محتوا نبود و برا همين اينجا می نويسمش. فکر کنم اگه ما آدم ها حداقل ۵۰٪ اين حرف رو عملی کنيم زندگيمون خيلی بهتر بشه.:

سعی کن چيزهايی رو که دوست داری به دست بياری ، وگرنه مجبور ميشی چيزهايی رو که به دست آوردی دوست داشته باشی.

دو تاخبر اين روز نقل دهن اکثر آدم هايی هست که من باهاشون سر و کار دارم:

يکی اين که توی دانشکده فنی دانشگاه باهنر کرمان (دانشگاه ما ) از روز شنبه تا شب يک شنبه تحصن بوده و خواسته هاشون هم اين بوده که تاريخ امتحان های پايان ترم رو که يه هفته جلو کشيدن، برگردونن سر جاش. و جالب اينجاست که حدود ۸۰ نفر يه شب تا صبح رو توی سرمای محوطه دانشگاه خوابيدند ولی رييس دانشگاه حاضر نشد بياد و به حرفاشون گوش بده و فقط معاوناش رو فرستاد. والا من اصلا از اين چيزها سر در نمی يارم ولی به نظرم اگه ميومد ميتونست خيلی از مشکلها رو حل کنه.متن خبرش توی ايسنا رو می تونين از لينک زير ببينين.

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-697727

و دوم موضوع شروع غنی سازی هسته ای ايران هست . خيلی ها ميگن که بدبختی و جنگ و تحريم شروع ميشه. ولی من ميگم که : ای ول . دمشون گرم. عجب کاری کردند. بابا کم کاری نیت که ما و آمريکا و روسيه و انگليس و فرانسه و... در يه سطح باشيم. به نظر من افتخار هم داره. اصلا می خوان تحريم کنن ، خوب بکنن . مگه ما همين حالاش تو تحريم نيستيم. ولی خيلی خوب هم تونستيم گليممون رو از آب بکشيم. شايد اگه تحريم نبوديم الان پارس جنوبی نداشتيم ،الان کشتی کانتينر بر اقيانوس پيما نداشتيم، الان موشک زير سطحی با سرعت ۱۰۰ متر در ثانيه نداشتيم، الان تکنولوژی سلولهای بنيادی نداشتيم ، شايد .... . البته من نميگم که ما الان در آرمانی ترين شرايط داريم زندگی می کنيم و هيچ غم و مشکلی نداريم  ولی اينو ميدونم که اگه خودی بهمون حکومت کنه خيلی بهتر از اينه که سايه يه اجنبی بالا سرمون باشه.

يه وقت اشتباه نکنين و فکر کنين که من يه آدم اهل سياست هستم . به هيچ عنوان . به نظر خودم اين چيزهايی که گفتم اصلا ربطی به سياست نداره بلکه موضوعی هست که هر کسی که توی اين خاک نفس کشيده اشه براش ارزش پيدا می کنه.

فکر کنم همه حرفام خسته کننده بود . ببخشيد.

اگه نظر بدين خيلی خوشحال ميشم. خوش باشين. ;=

 

  
نویسنده : علیرضا ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٥