بیداد

در این روزهایی که:
دیدم هُبَل به جای خدا تکیه کرده بود / دیدم دوباره رونقِ بازارِ برده بود
دیدم خدا به غربت خود، زار می‌گریست / در سوگ دین، به پهنه رخسار می‌گریست
دیدم، دیدم هر آنچه دیدنش اندوه و ماتم است / باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟!

و همه فریاد بر می آورند که:
آزاده باش هر آنچه که هستی عزیز من / حتی اگر که بت بپرستی عزیز من

اما:
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است / اما چه سود؟ حاصل گل های پرپر است

بی شک اگر که تیغ شما ذوالفقار بود / هر چهار فصل سال، همیشه بهار بود

شعر کامل را با صدای شاعر بشنوید و یا ببینید

/ 2 نظر / 18 بازدید