تنها صداست که می ماند

فکرش رو بکنید که چه نیرویی باید توی وجود شما باشه که مدتها بعد از نبودنتون، هنوز هم باشید.
اون نیرو توی وجود ناصر بود. چرا که هنوز هم با شنیدن صداش، پشت خیلی ها میلرزه و چشمهای خیلی ها تر میشه.

امشب برای دومین بار در طول زندگیم، به خاطر ناصر عبدالهی بغض کردم و چشمام تر شد.

روحش شاد.

/ 6 نظر / 31 بازدید
حمید

خدا رحمتش کنه. یه چیز متفاوتی بود. خوبه که یاد اینها اینجوری زنده می مونه

ذهن طلایی

الان تو کجایی؟ جون من کجایی؟! جون تو کجایی؟

پرواز

آره واقعن. خدا رحمتش کنه.

ساسا

سلام ببخشید میشه بپرسم ناصر کیه؟؟؟

ساسا

ببخشید من با موبایل وصل شدم نمیتونم برم تو گوگل. لطفا یه توضیح کوچیک بدید خودتون