دو سال گذشت...

چراغ ظلم ظالم،

ان شاء الله که تا شب آخر نمی سوزد.

[پارسال]

/ 2 نظر / 11 بازدید
فریاد

خب جسته و گریخته بعضی از نوشته هایت را خواندم جالب و نوستالوژی وار و همراه با فضا سازی مینویسی،یک جورایی مثل روزگار خودم هست،فقط من روزگارم رو نمینویسم باهاش قهر و آشتی و دعوا میکنم،یک روزگار تکراری و کلیشه ای... از آشناییت خوشحال شدم لینکت میکنم که نوشته هات رو بخونم،واسه یک آدم تنهای در یک خانه نقلی خوبه.

م

قالب نو مبارک